عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
717
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
1482 من برّ والديه برهّ ولده : هر كه با پدر و مادرش نيكى كند فرزندش با وى نيكى كند . 1483 من لم يربّ معروفه فكأنهّ لم يصنعه هر كه خير و نيكيش را نپرورد ( و در بارهء زير دستان ادامه ندهد ) مانند آنست كه آن را بجا نياورده است . 1484 من عتب على الدّهر طال معتبه : هر كه بروزگار شكوه آغاز نمايد جاى گله و شكوهاش دراز و بسيار گردد . 1485 من لا تنفعك صداقته ضرّتك عداوته : هر كه دوستيش به تو سودى ندهد دشمنيش به تو زيان رساند . 1486 من لا يتغافل عن كثير من الأمور تنغّضت عيشته : هر كه از بسيارى از از كارها تغافل نورزد و آنها را ناديده نگيرد زندگيش ناخوش گردد . 1487 من كان نفعه فى مضرّتك لم يخل فى كلّ حال من عداوتك : هر كه سود خويش را در زيان تو داند و در حال از دشمنى تو خالى نخواهد . 1488 من لم ينصحك فى صديقته فلا تعذرّه هر كه در دوستيش تو را پند ندهد او را معذور مدار 1489 من غشّك فى عداوته فلا تلمه و لا تعذلّه : هر كه در دشمنيش با تو خيانت كند او را نكوهش مكن و منع منماى ( چون از دشمن جز عذر و خيانت توقّع نتوان داشت ) . 1490 من كثر مزاحه لم يخل من حقد عليه او استخفاف به : هر كه بسيار مزاح كند از اين بيرون نيست كه يا كينه بر وى ورزيده شود يا آنكه سبكش بشماراند . 1450 من لانت اسافله صلبت اعاليه : هر كه پائينش نرم باشد ( و مأبون و مفعول واقع گردد حيا از چشمش برود ) و بالايش سخت شود ( اين جملهء و جملهء فوق آن در غرر الحكم نيست ) . 1451 من ايس فى شيء سلا عنه : هر كه در چيزى نوميد باشد خويش را از غم آن برهاند . 1452 من صدقت لهجته صحّت حجتّه : هر كه راست گفتار و صريح اللهّجه باشد حجّتش درست است . 1453 من عطف عليه اللّيل و النّهار ابلياه روز و شب و روزگار بر هر كس كه پشت كند او را به زير آرد .